دسته‌بندی نشده

انواع سلول های سیستم ایمنی

سلول های ایمنی به طور طبیعی در خون و لنف به صورت سلول های در گردش و در اندامهای لنفاوی به صورت مجتمع های مشخص آناتومیک و در تمام بافت ها بجز سیستم اعصاب مرکزی به صورت پراکنده وجود دارد سلول های سیستم ایمنی دارای خصوصیات ویژه ای هستند . اولاً در مکان هایی متمرکز شده اند که بهترین محل برای رشد و تمایز لنفوسیت های تحریک شده  با آنتی ژن است و ثانیاً تبادل و مهاجرت لنفوسیت ها بین خون و بافت ها بطور مداوم انجام شده و آنها می توانند در محل برخورد با آنتی ژن استقرار یافته و لانه گزینی کنند . سلول های خونی در بین روزهای ۱۷ تا ۱۹ جنینی در محلی بنام چادرینه [۱] از اولین سلول که منشاء تمام سلول های خونی در مغز و استخوان است و بنام سلول بنیادی همه استعداده [۲] یا واحد تشکیل دهنده خانواده[۳]  (CFU-S)که آنرا بنام سلول بنیادی خون ساز[۴] می شناسند مشتق می گردند . در حدود روز ۱۹ جنینی در کیسه زرده [۵] خونسازی و تقسیم سلول بنیادی اولیه تشدید میگردد . عضو بعدی کبد جنینی [۶]است که در حدود ۵/۱ ماهگی جنینی شروع به خونسازی کرده و تا مدتی بعد از تولد فعالیت می کند ، ماگزیمم فعالیت کبد در بین ماههای ۴-۵ جنینی است . پس در حدود ۷۰ روزگی جنینی خون سازی در طحال شروع شده که تا بین ماه های ۶-۷ ادامه پیدا می کند و نهایتا در ۴ ماهگی جنین ، خونسازی اصلی در مغز استخوان شروع شده که رشد تصاعدی داشته و در بدو تولد مهمترین ارگان خونساز بشمار می آید . البته در ۴ ماهگی تولید برخی از رده های خونی نیز شروع می گردد که تا مدتی بعد از تولد ادامه دارد.

از سلول بنیادی خونساز دو سلول پیش ساز[۷]  بوجود می آید که عبارتند از :

۱- سلول بنیادی چند استعداده لنفوئیدی[۸] که در برخی کتب آن را پیش ساز مشترک لنفوئیدی [۹]  می نامند .

۲- سلول بنیادی چند استعداده میلوئیدی [۱۰]که در برخی کتب به آن پیش ساز مشترک میلوئیدی [۱۱] گویند

* از همین جا می توان سلول های ایمنی را به دو رده تقسیم کرد ، یکی رده میلوئیدی که در ایجاد پاسخ های ایمنی ذاتی نقش داشتند و دیگری رده لنفوئیدی که در تولید پاسخ های ایمنی اختصاصی مؤثر هستند ، البته از CMP چهار دودمان مشتق می شوند که گلبولهای قرمز و پلاکتها مربوط به مبحث خون شناسی است .

الف ) بیگانه خوارهای چند هسته ای [۱۲](PMN)

سلول های بالغ این رده بر اساس رنگ پذیری گرانولها ی موجود در سیتوپلاسم در رنگ آمیزی (هماتوکسیلین – ائوزین ) یاE&H به سه سلول متمایز می گردد (نوتروفیل ، ائوزینوفیل و بازوفیل ):

این سلول ها را بخاطر داشتن گرانولهای سیتوپلاسمی (گرانولوسیت ) و بخاطر داشتن نقش آنها در روندهای التهابی و ایمنی ذاتی بنام سلول های التهابی نیز می نامند . این سلول ها با سرعت ۸۰ میلیون در دقیقه ساخته شده ولی از عمر کوتاهی در حد چند روز برخوردارند .

۱) نوتروفیل

مهم ترین گروه سلولی در سیتم میلوئیدی بوده که پس از تشکیل در مغز استخوان وارد جریان خون شده و در حدود ۱۲ ساعت بعد بسوی بافت ها ی بدن حرکت می کنند ، طول عمر این سلول ها چند روز بوده و بین ۷۰-۶۵ درصد از گلبولهای سفید خون انسان را تشکیل میدهند، از نظر مورفولوژی سلول های مدور با قطر ۱۵-۱۲ میکرون و در سیتو پلاسم آنها دو نوع گرانول دیده می شود

(a گرانولهای اولیه یا آزروفیل که متراکم بوده و حاوی آنزیم های باکتری کش مانند میلوپراکسیداز ، لیزوزیم ، پروتئازهای خنثی مانند الاستاز ، هیدرلازهای اسیدی مثل –گلوکورونیداز و کاتپسین می باشند.

(b گرانولهای ثانویه یا اختصاصی که حاوی آنزیم هایی مانند کلاژناز و پروتئین متصل شونده به آهن (لاکتوفرین ) (Iron-Binding Protein) هستند – تعداد گرانولهای ثانویه سه برابر گرانولهای اولیه است . وظیفه اصلی نوتروفیل فاگوسیتوز و تخریب مواد بیگانه است . فاگوسیتوز را به چهار مرحله تقسیم می کنند

۱) کیمو تاکسی ، ۲)اتصال[۱۳]  ،۳) بلع[۱۴] ، ۴) هضم [۱۵]

کیموتاکسی عبارتست از حرکت جهت دار نوتروفیل ها و فاگوسیت ها تحت تاثیر محرکهای شیمیایی خارجی و به موادی که سبب این حرکت یک طرفه و جذب فاگوسیت ها می گردد (Chemotactic  Factor) گویند . فاگوسیت ها بعد از رسیدن به عوامل مهاجم با مکانیسم های بخصوصی به آن متصل شده و با ایجاد فاگوزم آنرا به داخل سیتوپلاسم خود هدایت کرده و سپس با اتصال لیزوزم به فاگوزوم و تشکیل ، فاگولیزوزم و پاره شدن غشای لیزوزم و تخلیه محتوی گرانول های سیتوپلاسمی و آنزیم های موجود به داخل واکوئل های فاگوسیتیک مراحل بلع و هضم را انجام می دهد . نوتروفیل برای آنتی بادی IgG و پروتئین های کمپلمان گیرنده دارد .

۲) ائوزئیوفیل

علت نامگذاری این سلول بخاطر جذب موفق رنگ قرمز ائوزین توسط گرانول های سیتوپلاسمی آنها می باشد ائوزینوفیل (EO) پس از تشکیل در مغز استخوان آنجا را ترک کرده و مستقیماً به طرف طحال حرکت کرده و در آنجا به بلوغ می رسد .سپس به مدت ۳۰ دقیقه در جریان خون حرکت کرده و نهایتاً وارد بافت های بدن می گردند . نیمه عمر این سلول ها در بافت های بدن ۱۲ روز است

در نتیجه به ازای هر یک ائوزیئوفیل در جریان خون در حدود ۵۰۰ عدد به صورت ذخیره در بافت ها وجود دارد . تعداد EO در حالت سلامت بین ۵-۲ درصد لکوسیت های خون بوده و با آلودگی انگلی و آلرژی افزایش می یابد . این سلول ها نیزفاگوسیت بوده ولی گرانول های آنها فاقد لیزوزم است و محتویات آنرا مقادیر زیادی اسید فسفاتاز و پراکسیداز تشکیل می دهند . مهمترین وظیفه بیولوژیکی EO نابود کردن انگل های مهاجم است . این سلول ها دارای گیرنده برای IgE هستند و به ذراتی که توسط IgE پوشیده شده اند بهتر متصل می شوند و به همین علت در تخریب عوامل انگلی و کرم ها که سبب تولید IgE می گردد کاراتر هستند .

فاکتورهای رشد و مؤثر در خونسازی که تحت عنوان فاکتورهای تحریک کننده کلونی [۱۶] CSF نامیده می شود هم برای رشد و تزاید نوتروفیل ها وهم ائوزیتوفیل ها مؤثرند – موادی چون M-CSF  و GM-CSF به همراه سیتوکین هایی چون اینترلوکین ۳ و ۵ که توسط سلول های T کمک کننده ترشح می گردند از فاکتورهای مهم در تنظیم سنتز EO می باشند . ائوزینوفیل ها توسط موادی مثل فاکتورکموتاکتیک  ائوزینوفیل در آنافیلاکسی (ECF-A) مترشحه ازسلول های T و بازو فیل ها جلب شده و از خود سمی بنام پروتئین بازی اصلی[۱۷] (MBP) تخلیه می کنند این ماده خاصیت نابودی دیواره سلولی بسیاری از کرم ها و انگل ها را داراست .

۳) بازوفیل

وجه تسمیه این سلول ها به این خاطر است که گرانول های سیتوپلاسمی آنها بخوبی رنگهای بازی هماتوکسیلین را بخود جذب می کنند . بازوفیل (BA) در حدود نیم درصد لکوسیت های خونی را شامل می شود و بطور معمول در بافت های خارج رگی یافت نمی شود . (BA) دارای گرانول های حاوی آمین های وازواکتیو چون هیستامین و سروتونین بوده و همچنین دارای گــیرنده برای IgE می باشد . این سلول ها را همتای ماست سل [۱۸]دربافت همبند می دانند زیرا ماست سلها نیز دارای گرانول های هیستامینی بوده و در سطح خود دارای گیرنده IgE می باشند ، اما وجه تمایز آنها وجود کریستال های چارکوت – لیدین و پروتئین  اصلی بازی (MBP) است که در بازوفیل ها وجود داشته است اما در ماست سل ها وجود ندارد اما در هر دوی این سلول ها هپارین و (ECF-A) دیده می شود.

ب) بیگانه خوارهای تک هسته ای[۱۹] (MNS) 

دومین جمعیت سلولی عمده سیستم ایمنی است و شامل سلول هایی با دودمان مشترک است که کار اصلی آنها بیگانه خواری است مهم ترین سلول های این رده منوسیت ها و ماکروفاژها بوده که اعضای اصلی سیستم بیگانه خواری تک هسته ای را تشکیل میدهند .

ماکروفاژها با محرکهای مختلفی فعال شده و شکل های گوناگونی بخود می گیرند . در برخی حالات سیتوپلاسم آنها بسیار وسیع شده و ظاهری شبیه سلول های پوششی پوست پیدا می کنند و به همین دلیل به آنها سلول های شبه اپی تلیال[۲۰] گفته می شوند . همچنین ماکروفاژها می توانند در هم ادغام شده و سلول های چند هسته ای غول پیکر [۲۱]تشکیل دهند . ماکرو فاژ ها اعمال متفاوتی دارند ، در مرحله اول مهمترین وظیفه که همان فاگوسیتوز ذرات بیگانه ، میکروب ها ، ماکرو مولکول ها و حتی بافت های آسیب دیده یا گلبولهای قرمز فرسوده را می بلعند و به عنوان رفتگرهای بدن مواد دفعی را نابود می سازند .

فاگوسیتوز به دو صورت ایمونولوژیک وغیرایمونولوژیک وجود دارد . در نوع ایمونولوژیک با استفاده از فراوده های سیستم ایمنی و فاگوسیت کردن آنتی ژن ها به کمک مولکول های آنتی بادی که بر روی ماکروفاژ گیرنده دارند انجام می شود . ولی فاگوسیتوز غیرایمونولوژیک چسپندگی ، بلع و هضم مواد و ذرات بیگانه بدون کمک آنتی بادی ها یا اجزای کمپلمان است . همچنین ماکروفاژ ها با آزاد کردن رادیکال ها ی فعال اکسیژن ، آنزیم ها و واسطه های شیمیایی حاصل از چربی مانند پروستاگلاندین سبب از بین رفتن میکروب ها و جلوگیری از گسترش عفونت می گردند.

* دومین عملکرد مهم ماکروفاژ پردازش آنتی ژن به سلول های T می باشد . البته همه ماکروفاژها قادر به پردازش آنتی ژن برای پاسخ ایمنی نیستند و تنها ماکروفاژها یی قادر به عرضه مؤثر به لنفوسیت ها هستند که بر روی سطح آنها آنتی ژن های سازگاری سنجی (MHC) وجود داشته باشد . لنفوسیت های T تحریک شده با آنتی ژن در مرحله عملیاتی پاسخ های ایمنی سیتوکین هایی ترشح می کنند که ماکروفاژها را فعال کرده و کارایی بیشتری خواهند داشت .

* ماکروفاژها از عناصر فعال و مؤثر فرآیند التهاب نیز هستند و بسمت محل تهاجم میکروب ها جلب شده و علاوه بر کمک به حذف عامل مهاجم ازخود فاکتورهایی نیز ترشح می کنند . تعدادی از این فاکتورها عبارتند از اجزای سیستم کمپلمان مانند (C5,C4,C3,C2)، آنزیم های لیزوزم ، کلاژناز ، الاستاز، فعال کننده های پلاسمینوژن ، پروستاگلاندین ها ، لوکوترین ها ، اینتر فرون های و و … همچنین ماکروفاژ با ترشح اینترلوکین یک (IL-1) باعث ایجاد پاسخ عمومی به عفونت می شود و ایجاد تب و تحریک بیشتر نوتروفیل ها را سبب می گردد . بالاخره ماکروفاژها با ترشح فاکتورهای رشد سلول های فیبروپلاست  و اندوتلیوم رگها سبب ترمیم بافت های آسیب دیده می شود .

* منوسیت ها و ماکروفاژها در سطح خود دارای گیرنده های متعددی می باشند . گیرنده برای آنتی بادی هایی مثل IgG ، گیرنده برای اجزای سیستم کمپلمان ، گیرنده برای فاکتورهای رشد و مؤثر در خون سازی از قبیل (GM- CSF) وM-CSF  ، گیرنده برای قندهای مانوز و فوکوز (MFR) ، گیرنده برای سیتوکین هایی چون اینتر لوکین ۲ و ۴  و (IL-2، گیرنده برای اینتر فرون گاما  ) (IFN-، گیرنده برای فاکتور ممانعتی ماکروفاژ [۲۲](MIF)  و همچنین مولکول های سطحی یا مارکرهایی چون CD13 وCD14 وCD15 بر روی آنها دیده می شود.

سلول های دندریتیک[۲۳]

ماکروفاژ به علت از بین بردن قسمت اعظم آنتی ژن قادر به پردازش آن به شکل کاملاً مؤثر نیستند ، بنابراین سلول هایی بنام سلول هایی دندریتیک (DC) از سلول های کمکی سیستم ایمنی هستند که تاثیر بسزایی در القای پاسخ های ایمنی دارند. این سلول ها با استطاله های میله ای یا غشایی شکل مشخص می گردند . این سلول ها شبیه به ماکروفاژ در سراسر بدن خصوصاً اعضای لنفاوی و پوست یافت شده و از اختصاصات آنها دارا بودن تعداد زیادی زواید سیتوپلاسمی بشکل فیلا مانهای طویل با هسته چند قسمتی و یک سیتوپلاسم روشن می باشند . دو نوع سلول دندریتیک با خصوصیات متفاوت و فعالیتهای گوناگون وجود دارد.

۱- سلول های دندریتیک تو در تو[۲۴] (IDC)

این سلول در بافت های بینابینی اکثر اندام ها و مناطق غنی از لنفوسیت T در غدد لنفاوی و طحال و بطور پراکنده در اپیدرم پوست بنام سلول های لانگرهانس وجود دارد . این سلول ها حاوی اندام های سیتوپلاسمی بنام گرانول های بیربیک (Birbeck ) با عمل ناشناخته می باشند . منشاء آنها رده های پیش ساز در مغز استخوان بوده و برای عرضه آنتی ژن به سلول های یاور Th  کار آمد هستند . سلول های لانگرهانس ، آنتی ژن هایی را که از پوست می گیرند می بلعند و با خود به غدد لنفاوی می برند . این سلول ها به نام سلول های نقاب دار[۲۵] شناخته می گردند.

۲- سلول های دندریتیک فولیکولار[۲۶] (FDC)  

علت نامگذاری ، بخاطر وجود این سلول ها در مراکز زایای فولیکول های لنفاوی ، طحال و بافت های لنفاوی همراه مخاط می باشند . منشاء این سلول ها در مغز استخوان نیست و با (IDC) نسبتی ندارند . این سلول ها مجموعه آنتی ژن با آنتی بادی یا اجزای کمپلمان رابه دام انداخته و سپس برای شناسایی به لنفوسیت های B عرضه می کنند . این سلول ها فاقد مولکول های MHC بوده ولی در عوض مقدار زیادی (FCγR) ورسپتور اجزاء کمپلمان از نوع CRI وCRII دارند.

ج) لنفوسیت ها

اختصاصی بودن پاسخ های ایمنی مربوط به لنفوسیت ها است ، زیرا این سلول ها تنها سلول های بدن هستند که می توانند شاخص های آنتی ژن گوناگون را از یکدیگر باز شناسند و بطور اختصاصی نسبت به هر یک پاسخی اختصاصی دهند . یک انسان  متوسط تقریبا دارای ۱۰۱۲لنفوسیت می باشد و روزانه ۱۰۹لنفوسیت جدید توسط مغز استخوان و تیموس تولید می شود . لنفوسیت ها سلول های کوچک و گردی با قطر ۷-۱۵ میکرون بوده که دارای هسته بزرگ و کروی می باشند که شدیداً و بطور یکنواخت با رنگ های نظیر هماتوکسیلین رنگ می پذیرد . از روی ساختمان لنفوسیت نمی توان به نــقش آن پی برد چرا که از نظر ظاهری معمولاً به دو صورت در لام خون محیطی دیده می شوند:

۱) لنفوسیت کوچک (Small) که در حالت استراحت بوده و سیتوپلاسم کمی دارند و درصد زیادی از لنفوسیت ها را تشکیل می دهند .

۲)لنفوسیت بزرگ (Large) که در حالت فعالیت بوده و سیتوپلاسم بیشتری با هسته فشرده تری دارند . این سلول ها به علت نداشتن گرانول های آنزیمی نمی توانند فعالیت بیگانه خواری داشته باشند .

لنفوسیت ها دارای زیرگروه های کاملاً متفاوتی از نظر عملکرد و فراورده های پروتئینی هستند و عموماً لنفوسیت ها را براساس چهار محور به گروه هایی تقسیم می کنند :

۱) براساس گیرنده آنتی ژن

۲) بر اساس آنتی ژن های اختصاصی سطحی

۳) براساس انتوژنی (Ontogeny)

۴) بر اساس پاسخ به میتوژن ها

لنفوسیت B

لنفوسیت  B در انسان و بیشتر گونه های پستانداران با حضور ایمونوگلبولین سطحی مشخص می گردد .علت نامگذاری این سلول به دلیل منشاء گرفتن آن از مغز استخوان [۲۷]در پستانداران و بورسا فابریسیوز [۲۸]در پرندگان می باشد . این سلول تنها سلولی است که می تواند آنتی بادی تولید کرده و گیرنده آنتی ژنی آن نیز خود مولکول های آنتی بادی موجود بر سطح آن می باشند . واکنش بین آنتی ژن و آنتی بادی سطح سلول B سبب فعال شدن آن و تبدیل آن به سلول های عملیاتی ترشح کننده آنتی بادی یا (Plasma  Cell) می گردد . به عقیده برخی از محققین این سلول بعد از خروج از مغز استخوان احتمالاً در بافت های لنفاوی روده پرورده می شوند . لنفوسیت B حدود ۱۵-۵ درصد از مجموعه لنفوسیت های در حال گردش را تشکیل داده و بین ۷-۵ هفته عمر می کنند . در سطح سلول B تعداد زیادی گیرنده یا رسپتور وجود دارد که به چند مورد آن اشاره می کنیم :

۱) گیرنده آنتی ژنیک

این گیرنده از جنس ایمونوگلبولین بوده و اکثراً از نوع IgM و IgD در سطح سلول B دیده می شوند . البته تعداد بسیار کمی از سلول های B در مناطق بخصوصی دارای آنتی بادی هایی از جنس IgG وIgA وIgE هم می باشند که مقدار آنها بسیار کم است .

۲) گیرنده های ناحیه ثابت آنتی بادی (FCR)

در سطح سلول B گیرنده برای اتصال به ناحیه ثابت آنتی بادی یعنی ناحیه FC وجود دارد که آنرا رسپتور برای FC می نامند (البته در سلول B گیرنده های FC از نوع   (RIIFC) بوده و از یک زنجیره پلی پلتیدی با وزن مولکولی ۰۰۰/۴۰ دالتون تشکیل شده است ).

 

 

 

۳)گیرند های کمپلمان (CR)

لنفوسیت های B دارای گیرنده برای اجزای فعال شده کمپلمان هستند و در حدود ۵۰-۷۰درصد از لنفوسیت های B بالغ دارای گیرنده نوع اول (CRI)  بوده که برای اتصال به اجزا کمپلمان C3b)  و (C4bآمادگی دارند (اجزا کمپلمان در مبحث خود تدریس می گردند ). همچنین سلول B دارای (CRII) هم بوده که برای اجزای دیگری از کمپلمان آمادگی اتصال دارند . این گیرنده برای ویروس اپشتن بار نیز پذیرنده محسوب می گردد (EBV).

۴) گیرنده برای آنتی ژن های تمایزی

هر رده سلولی بوسیله مولکول ها و آنتی ژن های خاصی که معرف میزان بلوغ یا دودمان خاص سلولی یا معرف درجه فعالیت سلول است شناسایی می گردد . به این آنتی ژن های سطح سلولی شاخص یا نشانه (مارکر) [۲۹] نیز گفته می شود . به همین مناسبت سه نوع مارکر در سطح سلول ها دیده می شود . مارکرهای دودمان یا خانواده [۳۰] که مختص یک نسل سلولی خاص است . دسته دوم مارکرهای بلوغ [۳۱] که بطور موقتی در طی تمایز و بلوغ سلول ظاهر می شود و دسته سوم مارکرهای فعالیت [۳۲]که به هنگام فعالیت سلول ظاهر می شود . ابتدا این شاخص های سطح سلولی را براساس آنتی بادی های که با آنها واکنش دادند نامگذاری نمودند ولی این عمل باعث سردرگمی بسیاری شد . برای حل این مشکل ابتدا یک سیستم نامگذاری واحد برای لکوسیت های انسانی ارائه و پذیرفته شد . در این سیستم یک شاخص سطحی که با یک رده سلولی یا یک مرحله دگرگونی را مشخص می کند ساختمان شناخته شده ای دارد و با گروهی یا مجموعه ای از آنتی بادی های مونوکلونال شناسایی می گردد . این آنتی بادی ها را عضو مجموعه تمایز گذاری[۳۳]  می نامند و بنابراین به تمامی آنتی ژن های سطحی لکوسیت ها که ساختمان شناخته شده ای دارند (CD) اختصاص دارند . هر   CDمولکولی است که با مجموعه آنتی بادی های مونوکلونال خاص شناسایی می شوند واز طریق آن می توان به دودمان سلولی یا مرحله تکاملی سلول پی برد . تقسیم بندی مارکرها در سه حالت فوق گاهی صادق نیست ، زیرا ممکن است یک مارکربلوغ برای دودمان سلولی ، برای دودمان دیگر یک مارکر فعالیت باشد و بالعکس ….. ولی هر مارکری را بایستی در رده سلولی خاص خودش مورد بحث و بررسی قرار داد .

حال آنتی ژن های تمایزی رده سلولی لنفوسیت ها در گروه کل لنفوسیت ها ۱۰و  CD9 و در خانواده لنفوسیت B CD19,20,21,22 و برای لنفوسیت های (B) فعال CD23 و برای اتصال سلول B به لنفوسیت T ، CD40 بروز کرده و در واکنش های شناسایی سلول B با T دخالت مهمی دارد .

همانطور که گفته شد ایمونوگلبولین های سطحی لنفوسیت های B نقش رسپتور آنتی ژنیک و مخابره پیام به داخل سلول را ایفا می کنند و در این راستا چنانچه لنفوسیت نابالغ در مرحله ای که فقط دارای IgM سطحی است با آنتی ژن برخورد کند این سلول بجای ادامه کمال از مسیر تکاملی باز مانده و دچار تولرانس (تحمل یا بی پاسخی ) نسبت به آنتی ژن می شود که به این پدیده آنرژی کلونی [۳۴] گویند . این پدیده در ایجاد تولرانس در مقابل مقادیر بالای آنتی ژن های خودی نقش دارد . برعکس برخورد لنفوسیت B بالغ (که دارای هم IgM و هم IgD سطحی است ) با آنتی ژن ، سبب فعال شدن لنفوسیت و تبدیل آن به پلاسماسل یا سلول های B خاطره ای می شود . تولید آنتی بادی های در جریان خون نیز از دوران جنینی آغاز می شود بطوریکه تولید IgM از ابتدای هفته دهم لانه گزینی شروع می شود . کمی بعد از آن تولید IgG آغاز شده اما تولید IgA سرمی و ترشحی تا هفته سی ام به تعویق می افتد .

* برخلاف رستپورهای سطحی سلول T که می توانند پپتیدهای آنتی ژنیک متصل به مولکول های MHC را شناسایی کنند ، آنتی بادی های سطحی سلول های B قادرند که مستقیماً به آنتی ژن های مختلف مانند گلیکوپروتئین ها ، گلیولیپیدها ، پلی ساکارید و پپتیدها و سایر ایمونوژن ها متصل شوند .

* امروزه مشخص شده که لنفوسیت های B علاوه بر تولید آنتی بادی ها می توانند با ترشح برخی سیتوکین ها در تمایز و رشد سایر سلول های B و دیگر لنفوسیت ها دخالت داشته باشند . در سطح هر لنفوسیت B حدود ۵ ۱۰ ×۵/۱ مولکول آنتی بادی به عنوان گیرنده آنتی ژن وجود دارد .

* قبلاً مارکر CD5 فقط بر روی سلول های T دیده شده بود ولی اخیراً بر روی زیرگروهی از سلول های B نیز مشاهده شده که این سلول ها آمادگی تولید اتو آنتی بادی (آنتی بادی علیه آنتی ژن های خودی ) را دارند . این سلول ها بنام سلول های B1 عمدتاً در حفره صفاقی موش دیده شده و راه متفاوتی از تمایز سلول های B معمولی دارند . همچنین برخی از سلول های B انسان می توانند به گلبول های قرمز موش متصل شود و با آن گلچه [۳۵] تشکیل دهند . این خصوصیت همراه با وجود مولکول های CD5 زیر گروه جدیدی را مشخص می کنند که مجموعه آنتی بادی های آنها تمایل اتصال به آنتی ژن های خودی نظیر DNA ،RFC ، فسفولیپیدهای خودی و اجزا اسکلت سلولی دارند .

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
بستن